|
هنر نسخه دوم جهان واقعي نيست. از آن نكبت همان يك نسخه كافي است!
|
تهران قد علم مى كند tehran rising
(چالش ايران و ايالات متحده) iran's challenge to the united states
llan Berman ایلن برمن
* این یادداشت در شماره ۵۰ فصلنامه بخارا منتشر شده است.
دقيقي ضرورت اخلاقمداري در حوزه ترجمه و مباحث وابسته به آن را ميان مترجمان يادآور ميشود و ميگويد: " صرفنظر از اينكه در برخي موارد مترجمين از حال يكديگر باخبر نيستند، با رعايت اخلاق حرفهاي مي توان مشكلات ترجمههاي تكراري كه امروز دغدغه بسياري از مترجمان است را مرتفع كرد. شايد چاره كار ما به جاي تاسيس مركزي براي سازماندهي ترجمه، تشكيل نهاد يا اتحاديهاي صنفي براي مترجمان باشد كه به وضعيت و مشكلات اين قشر رسيدگي كند، و در عين حال برنامههايي را جهت رشد و به روز شدن توانايي افراد تازه وارد در حوزه ترجمه و ايجاد هماهنگي بيشتر ميان مترجمان برعهده بگيرد."
و اما با مطرح شدن پذيرش كپيرايت در ايران و كارايي آن در بسامان كردن امر ترجمه توسط اين گروه، اين سوال مطرح ميشود كه با توجه به سرانه مطالعه در كشورمان و هزينههاي بالاي كپيرايت، ناشران ايراني تا چه حد توانايي پرداخت اين هزينهها را خواهند داشت؟
ابراهيم خدادوست نويسنده و منتقد در اينباره ميگويد: "با پذيرش اين قانون در حقيقت ادبيات ما در جهان اعتبار دوچندان خواهد يافت. قطعا با پذيرفتن كپيرايت ناشران خارجي با توجه به توانايي مترجمين خوب كشورمان كه تعداد آنها كم نيست، پيشنهادات بسياري در حوزه ترجمه براي اين قشر خواهند داشت كه اين امر خود بسياري از مصائب و دغدغههاي ناشرين و مترجمين را در حوزه ترجمه و نشر مرتفع ميكند. اما با توجه به سبقه مطالعه در كشورمان و رويهاي كه پيش گرفتهايم، ناشران به تنهايي توانايي مقابله با اين مشكل را نخواهند داشت و از پس هزينههاي كپيرايت برنخواهند آمد، از اين رو هيچ ناشري در جهان تمايل به همكاري دوسويه با مترجمين و ناشرين ايراني نخواهد داشت. به اين دليل پيش كشيدن اين راهحل _ به رسميتشناختن قانون كپيرايت _ با توجه به نكات ذكر شده، مشكلي از مشكلات مترجمان را مرتفع نخواهد كرد."
و اما با عبور از گروههاي موافق و مخالف با گروه ديگري روبرويم كه پيش از اين عضويت در مركزي كوچك اما قدرتمند در بخش ترجمه آثار كودك و نوجوان در حوزه ادب و هنر را تجربه كردهاند و از اين تجربه احساس رضايت دارند. در حقيقت اين گروه با عضويت در موسسه فرهنگي "خانه ترجمه" به مدت 6 سال از خدمات، اطلاعرساني، برنامههاي جنبي و فعاليتهاي اين موسسه بهره بردهاند. اين گروه نيز معتقدند تشكيل نهادها و مراكزي از اين دست در غالب NGO ها و مراكز غيردولتي به دست مديران خوشفكر و توانا قطعا در روند رو به رشد ترجمه در كشورمان تاثيرات موثر و ماندگاري را خواهد گذاشت.
كاتارينا ورزي يكي از مترجمان عضو اين موسسه در سالهاي 79 -82 در اين باره ميگويد: " خانه ترجمه، NGO هایی فعال در امر اطلاعرساني به مترجمان در حوزه ترجمه ادبيات كودك و نوجوان بود كه با تهيه كاتالوگ ناشران خارجي و نمايشگاههاي كتاب در كشورهاي ديگر مشكلات خريد، تهيه و دسترسي كتاب را براي بسياري از مترجمان هموار ميكرد.
مترجم مجموعه كتابهاي "عمو آلبرت" _ منتخب شوراي كتاب كودك_ اضافه ميكند: " تاسيس مركزي براي ساماندهي ترجمه با توجه به تجربه قبلي، قطعا كار شايستهاي است با اين شرط كه كار به بخش خصوصي سپرده شود، در اين صورت حتما شاهد اتفاقات مثبتي در اين حوزه خواهيم بود."
و اما داستان ساماندهي ترجمه با گفتوگوي معاون فرهنگي خانه كتاب ايران با نشريه "كتاب هفته" وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به پايان خود نزديك ميشود. علي اوجبي در اين گفتوگو با رد توليگري اين مركز در امر ترجمه ميگويد: شوراي عالي ترجمه و مركز ساماندهي ترجمه در حقيقت نامهاي نهادي واحدند كه وظايف مصوب شده اش توسط شوراي عالي انقلاب فرهنگي به شرح زير است:
- ارزيابي كمي و كيفي فعاليتها و بررسي دائمي بازخورد ترجمه، نشر و توزيع در خارج از كشور
- سياستگذاري و تعيين اولويتها درباره موضوع ترجمه، زبان ترجمه و كشورهاي مقصد
- تلاش براي ترجمه و نشر آثار منتخب و حمايت مالي از موسسات داخلي و خارجي كه به اين مهم اقدام مينمايند.
- تربيت مترجمان صالح و برگزاري دورههاي آموزشي مناسب در اين زمينه
- ارسال منظم پانصد نسخه از هر يك از كتابهاي ترجمه شده به كتابخانههاي معتبر جهان
- برنامهريزي و حمايت از ورود به شبكههاي توزيع محصولات در ساير نقاط جهان با استفاده از فناوريهاي نوين اطلاعاتي در كنار ساير روشها
اين مصوبه در حالي مطرح ميشود كه دكتر اسدي، رئيس شوراي عالي ترجمه بعد از 2 ماه آغاز به كار اين شورا هدف اصلي اين مركز را ساماندهي و ارتقاء سطح ترجمه در كشور ميخواند و مهمترين وظيفه شورا را انجام فعاليتها و اقداماتي براي تسريع اطلاعرساني و ايجاد بنگاهي براي تسهيل روند كار ترجمه از لحاظ فني، مالي، توزيع و برنامهريزي ميداند.
وي در خصوص برنامهها و پروژههاي آماده براي ترجمه به زبانهاي ديگر در اين شورا ميگويد: " خوشبختانه موسسات دولتي، خصوصي، دانشگاهي و تحقيقاتي زيادي در اين زمينه وجود دارد كه هر كدام از آنها بنا به نيازها و سياستهاي كاري خود كار ترجمه اثار و كتب منتخب خود را انجام ميدهند، در حقيقت شوراي ترجمه در حالحاضر مشغول طراحي وبسايت آن لاين در سه فاز معرفي شورا و خدماتش، اطلاعات و دادههاي مورد نياز مترجمان و همينطور كتابخانه ديجيتال است.
اين اظهارنظرها در حالي صورت ميگيرد كه بنا به نظر بسياري از مترجمان و كارشناسان اين حوزه، اجرا و ادامه اين طرح با موفقيت چنداني مواجهه نخواهد بود و سرانجامي جز تعطيلي نخواهد داشت.
چه شهروند خوبی بود این شهروند
نه هیچ از او شکایتی
همیشه در سرکارش حاضر
نه دیر
نه زود (حتی المقدور)
همیشه حاضر در صف مقدم هر وام
و قسط ها
به موقع پرداخت
مرخصی؟ هرگز
به سازمان هر سال می فروخت
چه شهروند خوبی
دوباره تشویقی شام
سه بار آمستردام
به وقت به دنیا آمد
به وقت سربازی رفت
به وقت زن برد
حلال زاده
به وقت هم مرد
این مقبره به یادبود j.s/07/m/378 بنا شده است
اداره آمار و سرشماری اعلام کرد: هیچ شکایتی بر علیه او موجود نیست
و گزارش های موجود در پرونده اش نشان می دهد که رفتار او مناسب و شایسته بوده
تا حدی که او را قدیس می نامیدند
همواره رفتار و منش اش در خدمت جامعه و هموطنانش بوده و به غیر از زمانی که
تصمیم به شرکت در جنگ داشته، از کارش دست نکشیده
در یک کارخانه مشغول به کار بوده
و در اعتصابی شرکت نکرده
کارفرماها از او راضی بوده اند
او دیون خود را به موقع پرداخت می کرده
و با دوستانش مهربان بوده و شراب می نوشیده
هر روز روزنامه صبح را می خریده
و نسبت به تبلیغات کاملا بی تفاوت بوده
در بیمارستان بستری نشده و بیمه بوده
از قانون قسط آگاهی داشته و به آن وفادار بوده
و هر آنچه انسان مدرن به آن نیاز داشته مثل گرامافون و یخچال و ماشین و رادیو
همه را فراهم کرده بوده
مسولین افکار عمومی معتقدند او محافظه کار و مدافع حزب باد بوده
وقت صلح آن را می پذیرفته و به هنگام جنگ در آن شرکت می کرده
متاهل و صاحب ۵ فرزند بوده
خانواده ایی که رسم مردم آن روزگار بوده
او حتی در روش تدریس استادانش دخالت نمی کرده و حرف آنها را می پذیرفته
آیا او انسان آزادی بوده؟ آیا خرسند و خوشحال بوده؟
چه سوال احمقانه ای؟
بله او خوشحال بوده و کسی غیر از این نشنیده.
به طور کلی ترجمه شعر کار دشواری است به خصوص برای من. چرا که به هنگام ترجمه قافیه و موسیقی را از دست می دهم و وقتی میخواهم معنا را حفظ کنم وزن را جایی گم می کنم. این ترجمه را فقط به این دلیل آورده ام که قضاوت صحیحی از مطالب ارائه شده بدست آورید.
دبیلو.اچ.آودن (1907-1973) در شهر york متولد شد و تحصیلاتش را در مدرسه آکسفورد به پایان رساند و بعد از فارغ التحصیلی از آکسفورد به عنوان استاد دانشگاه مشغول به کار شد. در دهه 1930 آودن مانند اکثر هنرمندان و روشنفکران هم دوره اش تصمیم گرفت تا به اسپانیا سفر کند. در آن زمان اسپانیا درگیر جنگ های داخلی بود. و آودن تصمیم داشت تا به عنوان راننده آمبولانس به جمهوری خواهان چپ گرا در اسپانیا خدمت کند. در طول این دوران به دلیل چپاول ها و خلف وعده هایی که حزب جمهوری خواه اسپانیا داشت، آودن آزرده خاطر و پریشان به انگلستان بازگشت، بدون اینکه هیچ کدام از بلندپروازی هایش به ثمر نشسته باشد. بعد از این جریان او به چین سفر کرد و در سال 1939 به آمریکا عزیمت نمود و تعبعیت آمیرکا را پذیرفت. و در یکی از دانشگاه های آمریکا مشغول به تدریس شد و از سال 1956 تا 1960 به عنوان استاد شعر در آکسفورد تدریس کرد.
آوردن یکی از اعضای فعال کلوب شعر در زمان دانشجویی خود بود و در اواخر دهه 1920 تا اوایل 1930 به همراه دیگر اعضای گروه موجب ابداع نگرش و بینش جدیدی در شعر انگلیس شد. استفان اسپندر_ و سی.دی. لویس از اعضای برجسته و مهم این کلوپ بودند که بعد از دوران داشنگاه از هم جدا شدند و هرکدام راه خود را دنبال کردند.
آودن همانند اکثر هم دوره ای هایش لطافت و طنر، طعنه و کنایه را از تی.اس.الیوت و علم وزن و کلام را از جرالد مانلی هاپکینز و ویلفرد آون آموخت. اشعار منلی هاپکینز که پس از مرگش توسط رابرت بریجز در سال 1918 به چاپ رسید پیشرفت تجربیات در زبان و وزن شعر را سبب شد. وی دقت مطلق در انگاره های شخصی را با نظم پیچیده ای در این انگاره ها و نیز الگوی تازه ای در هجابندی تلفیق نمود. از آن پس بسیاری از شاعران سالهای دهه چهارم از قرن بیستم مانند: آودن، اسپندر و سی.دی. لویس کاملا متاثر از هاپکینز بودند همچنان که از الیوت، که در آن دوران یگانه نبوغ رهبری کننده در شعر مدرن انگلیس و آمریکا بود.
در سال 1940 آودن مجموع شعرهایش را که un known citizen نیز شامل آنها می شود به چاپ رسانید. این مجموعه شامل اشعاری بسیار ظریف، وزین، شفاف و بسیار عمیق و در عین حال غیر احساسی بود. تلفیق فرهنگ عامه، جریانات متداول اجتماع و زبان و فرهنگ بومی و منطقه ای با صناعات و آموخته های ادبی آودن از جمله ویژگی های بارز اشعار اوست. البته در بعضی موارد سبک نوشتاری او تحت تاثیر قلم شاعرانی مانند دیکنسون و هنری جیمز نیز بوده است.
آودن اواخر عمر در آمریکا می زیست و تمایل به الهیات و خداشناسی پیدا کرده بود و ارتباطاتی با روحانیان پروتستان می گرفت. در حالی که در دوران تحصیلش در انگلیس یکی از مدافعان پرحرارت فروید و سوسالیست ها بود.
آودن علاوه بر سودن شعر، نمایش نامه نویسی برجسته بود و در سرودن اشعار اپرا تبحر خاصی داشت و مقاله های بسیاری را نیز به رشته تحریر در آورده بود. به طور کلی سبک آودن و شیوه نگارش او به مسائل و وضعیت جامعه تاثیر بسیار زیادی بر نویسندگان و شاعران بعد از وی برجای گذاشته است.
کنسرت "موسیقی سنتی" به نفع کودکان کار شنبه سوم آذرماه در فرهنگسرای نیاوران برگزار می شود.
علاقمندان به شرکت در این کنسرت برای کسب اطلاعات و تهیه بلیط با شماره ۹ و ۸۷ ۶۶ ۵۷ ۵۵ تماس حاصل فرمایند.