تبليغاتX
اول شخص مفرد
هنر نسخه دوم جهان واقعي نيست. از آن نكبت همان يك نسخه كافي است!
 

 

 

گارسيا ماركز در حالي كه دو سال پيش كناره‌گيري خود را از دنياي نوشتن و نويسندگي اعلام كرد، دوباره قلم به دست گرفت تا دومين رمان عاشقانه خود را خلق كند. به گفته داريو آريزمندي دبير گروه خبر راديو  كاراكول كلمبيا، رمان جديدي كه ماركز مشغول نگارش آن است به طور يقين اواخر سال جاري به پايان رسيده و مقدمات چاپ و نشر آن به زوديي فراهم مي‌شود.

به گزارش آريزمندي كه تعطيلات اولين هفته ماه مي را با ماركز در شهر مكزيك گذرانده است، ماركز اين اثر عاشقانه را 5 بار بازنويسي كرده و در حال حاضر مشغول بازنويسي آخرين فصل رمانش است. ماركز  هنوز براي اين رمان 250 صفحه‌ايي نامي انتخاب نكرده  و فعلا مشغول بازخواني پنجمين پيش‌نويس از اين رمان است.

دومين رمان عاشقانه گارسيا ماركز در شرايطي در حال خلق شدن است كه ماركز در سال 2006 در مصاحبه‌اي كه با روزنامه  اسپانيايي لاوانگوارديا انجام داد گفته بود، كه سال 2005 تنها سالي بود كه  حتي يك خط هم ننوشته‌ام، به اين ترتيب به پايان نويسندگي خود نزديك مي‌شوم و بايد با آن خداحافظي كنم.

گابريل گارسيا ماركز پدر رئاليسم‌جادويي و خالق يكي از بهترين آثار ماندگار ادبيات جهان،  صدسال‌تنهايي1967، در حال حاضر 81 ساله است و آخرين اثرش "خاطره دلبركان غمگين‌ من" را در سال 2004 منتشر كرده است، رماني كه از ديدگاه روزنامه گاردين نه تنها  خاطره دلبركاني غمگين و سودازده را طرح نكرد بلكه مجموعه‌اي سرشار از خاطراتي رقت‌انگيز و ياس‌آور آنها را به تصوير كشيده است.

گابريل گارسيا ماركز در سال  1982 به دليل رمان‌ها و داستان‌هاي كوتاهش كه در آنها خيال و واقعيت با قدرتمندي و درايت به هم مي‌آميزند و به خاطر توصيفاتي كه از حيات و كشمش‌هاي يك قاره  به تصوير مي‌شود موفق به دريافت جايزه نوبل ادبيات شد.

 

                                                            ........................

 

 

 

 

دوريس ليسينگ برنده جايزه نوبل بعد از انتشار آخرين اثرش " آلفرد و اميلي" با ادبيات خداحافظي خواهد كرد. او تا به امروز آثار زيادي منتشر كرده است و در آثارش بيشتر از هر چيز به موضوع زنان، زندگي سياه‌پوستان و تبعيضات اجتماعي و جنسيتي مي‌پردازد. 

او كه سال گذشته با آغوش باز از نوبل ادبيات استقبال كرد در مصاحبه‌اي كه در ماه جاري با مجله تايمز انجام داد، گفت: تمام زندگي‌ام بعد از پذيرفتن اين جايزه با خبرنگاران و عكاسان روزنامه‌ها و نشريات مختلف مي‌گذرد و اين مسلئه عذاب‌آور است، متاسفانه بعد از برنده شدن در نوبل ۲۰۰۷ تمام زندگي‌ام مختل شده و مديريت آن از دستم خارج شده است.

ليسينگ كه در حال حاضر رمان "آلفرد و اميلي" را توسط نشر "فورث ايستيت" منتشر و روانه بازار كرده‌ است در برنامه راديويي شبكه چهار انگليس در يك گفت‌ و گوي تلفني با مجري اين برنامه، به طور رسمي با دنياي  نويسندگي خداحافظي كرد.

به اعتقاد ليسينگ تنها خيري كه جايزه نوبل براي او به همراه داشته پول جايزه بوده كه تا امروز مقدار زيادي از آن خرج بچه‌ها، نوه‌ها و بستگانش شده است. او در اين رابطه به خبرنگار روزنامه تايمز گفته است: ترجيح مي‌دهم هر چه زودتر باقي مانده اين پول را نيز خرج كنم تا ماموران ماليات آن را از من نگيرند.

                                               ..................................

 

جونات دياز كه ماه گذشته جايزه پوليتزر را به خاطر رمان «زندگي كوتاه و حيرت آور اسكار وايو» به خود اختصاص داد طي يك مصاحبه خبري با خبرنگار يونايتدپرس اعلام كرد كه قرار است از رمان او فيلمي داستاني ساخته شود.

كمپاني ميراماكس تهيه فيلم داستاني از رمان جونات دياز را برعهده گرفته است. طبق اظهارات دياز به خبرنگار يونايتدپرس، او نمي‌تواند در مورد ساخت اين فيلم حساسيت نداشته باشد و بدون نگراني تا اتمام پروژه ساخت فيلم صبر كند، حتي اگر ميراماكس مسئوليت ساخت و تهيه فيلم را برعهده داشته باشد.

اين نويسنده دومينيكني كه در حال‌حاضر در نيويورك زندگي مي‌كند، يك ماه پس از دريافت جايزه پوليتزر به خبرنگاران گفت: پس از بدست آوردن اين جايزه از نظر احساسي گوشه‌گير شده‌ام. اما نگارش رمان ديگري را به زودي شروع خواهم كرد كه كاملا با رمان اولم متفاوت خواهد بود و احتمالا مدت زماني كه صرف نگارش آن خواهم كرد مثل رمان اولم نزديك به يك دهه خواهد بود.

«زندگي كوتاه و حيرت‌آور اسكار وايو» به قلم جونات دياز با درونمايه‌ايي تراژيك و در عين حال طنز آرزوها، سياست و خشونت را در ميان دومينيكني‌ها و در سرزمين‌شان به تصوير كشيده است.

دياز اعلام كرده است كه اميدوار است در اين فيلم بازيگراني از كشور خودش؛ دومينيكن در اين فيلم حضور پيدا كنند و اميدوار است ساخته شدن فيلم موجب كم‌رنگ شدن ارزش و بار احساسي اثرش را موجب نشود.

جونات دياز 7 آوريل سال جاري جايزه پوليتزر را با نگارش « زندگي كوتاه و حيرت‌آور اسكار وايرو» از آن خود كرد. اين جايزه  يكي از معتبرين جايزه‌هاي جهان است كه از سال 1917 هر سال و با نظارت دانشگاه كلمبيا به روزنامه‌نگاران؛ نويسندگان؛ شاعران؛ موسيقي‌دانان و ... اهدا مي‌شود. اين جايزه به نام بنيانگذار آن «جوزف پوليتزر» روزنامه‌نگار و صاحب‌امتياز چند روزنامه در سده نوزدهم نامگذاري شده است.

                                                 ......................................

 

 

 

جي. كي رولينگ خالق مجموعه آثار هري‌پاتر، پنجمين زني است كه از سال 1950 تا به امروز در مراسم فارغ‌التحصيلي دانشجويان دانشگاه هاروارد به صورت رسمي براي سخنراني  دعوت شده است. پيش از او  

«باربارا واردجكسون»، «بي‌نظير بوتو»، «مادلين آلبرايت» و «باربارا جردن» به عنوان ميهمان زن اين برنامه  در سال‌هاي مختلف در مراسم فارغ‌التحصيلي براي هزاران نفر از فارغ‌التحصيلان اين دانشگاه سخنراني كرده‌اند.

امسال اما دعوت دانشگاه هاروارد از جي.كي رولينگ براي سخنراني در روز جشن فارغ‌التحصيلي با اعتراض جمع زيادي از دانشجويان دانشگاه هاروارد مواجهه شد. اين دانشجويان ضمن اشاره به اين مطلب كه رولينگ نويسنده‌اي مختص كودك‌و نوجوان است اعلام كردند كه دانشجويان هارواد استحقاق نويسنده‌اي طراز اول را دارند و با حضور رولينگ در مراسم فارغ‌التحصيلي خود به شدت مخالفند و انتظار دارند مسئولان دانشگاه دعوت خود را از رولينگ پس بگيرند.

اين دانشجويان در سايت اطلاع رساني دانشگاه هاروارد اعلام كردند، كه رولينگ در عرصه داستان‌نويسي جهان مهره‌اي ناچيز است و دانشجويان دانشگاه هاروارد خواستار حضور نويسنده‌اي بهتر كه  در سطح جهان صاحب نام باشد، هستند.

 

 

بخش هایی از این مطلب در همشهری عصر مورخ ۲۷ اردیبهشت منتشر شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 0:47  به قلم آمنه فرخی  | 

 

 

ابوي بزرگوار ما معتقدند كه كاغذ اخبار خواندن و گوش به صحبت مخالفان دولت مردان سپردن، كاري است بس عبث و بيهوده. ما اما اينگونه نمي‌انديشيم و همچنان كاغذ اخبار دوست و دشمن را كه به دستمان مي‌رسد تورق مي‌كنيم. از خوانش اين قسم مطالب نه ككي به تنبانمان افتاده نه هر چيز ديگري كه امكان به تنبان در افتادن را خداوند برايش در نظر گرفته است... اما ابوي بزرگوار ما مي‌فرمايد اين كك نه از آن كك بود كه به تنبان درافتادنش برهمگان عيان شود...  

 

ابوي بزرگوار ما البته معتقدند كه بيش‌تر از ظرفيت اشكم و مثانه خوردن و نوشيدن نيز از جمله بي‌قواره‌ترين فعل‌هاست.. ما اما نه اينكه خودمان ... البته كه ما افسار تناسب انداممان را قرص و محكم به دست گرفته‌ايم، اما خودمان به چشم ديده‌ايم بسياري يلان و پهلوانان و سياستمداران را كه نامتناسب با ظرفيت اشكم و مثانه‌شان خورده‌اند و نوشيده‌اند و آخ هم نگفته‌اند...

 

ابوي بزرگوار ما همچنان معتقدند قواعد بازي را درست رعايت كردن از مهمترين امور زندگاني است. ما اما با اين سن و سال خرد، به جد معتقديم كه اگر بنا به رعايت قواعد بازي باشد آن هم در این روزگار نامراد نامناسب با حريفي كه بويي از شرف نبرده است، بازي كردن چه به قاعده، چه بي قاعده، تنها يك نتيجه مي‌تواند داشته باشد و آن پيروزي بي‌شرف است.

 

ابوي بزرگوار ما گاهي افاضات مي‌فرمايند كه چيزهايي را در طول زندگاني مال خود كرده‌اند از راه درست، عرق جبين منظورشان است، چيزهايي كه شايسته شان بوده‌اند...  ما اما در اين روزگار مردماني را مي‌بينيم كه چيزهايي را مال خود مي‌كنند كه مال خود كردن آن چيزها اصولا قدعن است... كه مال خود كردن آن چيزها دشمني با مردمان ديگر است.

 

ابوي بزرگوار ما در این روزگار که آنچنان روزگار او نیست... همچنان به اصول خود پايبند است... اصولی که ما هر چه کوشیدیم نتوانستیم خود را مقید به ضوابط و قواعدش کنیم.

 

 پس صبوري نكرديم.. انتظار نكشيديم. به آينده نيانديشيديم. خودرايي كرديم و ثابت كرديم كه از هر آنچه هنر است، هنر انساني زندگي‌كردن بي‌بهره‌ايم.

 

                                                                          قمرالسادات قجری

                                                                                              طهران- ۱۲۸۷

 


باور کن!  غمگینی، چهره ندارد؛ و مردان، همیشه توی تاریکی گریه می‌کنند.

 مینیمال های رضا ناظم که بدون مجوز ماندند....

آنا آخماتوا به روایت فتح الله بی نیاز

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:11  به قلم آمنه فرخی  | 

 

بيست و يكمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران پنج شنبه گذشته  با حضور بيش از 70 كشور خارجي و قريب به 2 هزار ناشر داخلي فعاليت خود را  در حالي آغاز كرد كه بنا به گفته مسئولان قرار است در اين دوره از شكل‌گيري نمايشگاه بين‌المللي كتاب، چه در بخش ناشران داخلي و چه در بخش ناشران خارجي شاهد تحولات قابل توجه و حركت‌هاي روبه جلو از طرف مجريان و دست‌اندركاران برگزاري نمايشگاه بيست و يكم باشيم!

شايد يكي از بزرگترين اين حركات طي چند سال گذشته را بتوان حذف كتاب‌هاي عربي ناشران عربي از بخش ارزي نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران و قرار دادن اين دسته كتاب‌ها در بخش ريالي دانست، كه اسباب آسايش مخاطبين اين حوزه به ويژه طلاب و دانشجويان را براي تهيه و خريداري كتاب‌هاي مورد نيازشان فراهم كرد...

                                                                                                     ادامه


 مرتبط: از فرهنگسرا به باغ کتاب

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:47  به قلم آمنه فرخی  | 

 

امه سزر شاعر، سياستمدار و نمايشنامه نويس فرانسوي، به‌عنوان يكي از مؤثرترين صاحبان نفوذ در ادبيات فرانسه شناخته‌ شده است.او نه تنها شاعر و نمايشنامه نويسي توانا بود بلكه به يقين يكي از پرقدرت‌ترين روشنفكران و مخالفان استعمار فرانسه در آفريقا و كارائيب به حساب مي‌آمد.

كارنامه ادبي-هنري  سزر اگر چه از نظر تعداد چندان چشمگير نيست اما به لحاظ محتوا و قوام اثري بسيار پربار و قابل تامل است. سزر در طول اين سال‌ها در مجموع 14 اثر در زمينه شعر، نمايشنامه و جستار منتشر كرده و در كنفرانس‌ها و همايش‌هاي بين‌المللي مختلفي سخنراني كرده است. فصلي در كنگو، يك توفان و دفترچه بازگشت به سرزمين مادري از جمله برجسته‌ترين آثار اوست. امه سزر اين شاعر سياه‌پوست متعهد و مبارز فرانسوي آوريل سال‌جاري در سن 94 سالگي بر اثر كهولت سن و بيماري‌هاي ناشي از آن در بيمارستان پير زوبدا كيتمن شهر فورت‌دوفرانس فرانسه چشم از جهان فرو بست.

آنچه مي‌خوانيد گزيده‌اي از مصاحبه آرمسترانگ اسكاربرو با امه سزر، شاعر پرآوازه فرانسوي پيرامون فضاها و منابع الهامي سزر در سرودن اشعارش است.

                                                                                                            ادامه...


   مرتبط:  امه سزر، شاعر سیاستمدار یا سیاستمدار شاعر

   غیرمرتبط: گزارشی محرمانه از سرزمین مشت!

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 23:58  به قلم آمنه فرخی  | 

 

 

چه شود كه من آنقدر كوچك شوم

 كه در گوشه‌اي پنهان در كيفت

 در گردش شبانه ات

                               جاي گيرم!

 

                                 

                                      در اين رواني كه منم!

 

 


 شعر نه.. هوای سگی را اما بخوانید!

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 21:38  به قلم آمنه فرخی  | 

 

  

 

ناگهان، نه، سرانجام، ديگر نتوانستم، نتوانستم ادامه بدهم. يكي گفت، نمي‌تواني اينجا بماني. نه مي‌توانستم آنجا بمانم نه مي‌توانستم ادامه بدهم.

 

 

بالا نور است، عنصرها، يك جور نور، كافي براي ديدن، زندگان راه خود را مي‌يابند، بدون خون دل، با چشمان‌شان مي‌گردند، چشمان‌شان را مي‌بندند، مردد، بي‌ترديد، ميان عنصرها، زندگان.

 

 

دست بردار، مي‌خواستم بگويم از همه اينها دست بردار. چه اهميت دارد كه كي حرف مي‌زند، يكي گفت چه اهميت دارد كه كي حرف مي‌زند. عزيمتي در كار خواهد بود، من آنجا خواهم بود، از دست نخواهمش داد، من نخواهم بود، من اينجا خواهم بود، و خواهم گفت من از اينجا دورم، من نخواهم بود، دم نخواهم زد، داستاني خواهد بود، كسي خواهد كوشيد داستاني بگويد.

 

 

اگر مي‌توانستم بروم، كجا مي‌رفتم، اگر مي‌توانستم باشم، كه مي‌بودم، اگر صدايي داشتم، چه مي‌گفتم، كي اين را مي‌گويد، كه مي‌گويد كه منم؟

 

 

آيا همه را امتحان كرده‌ام، توي هر سوراخي سرك كشيده‌ام، مخفيانه، بي‌سرو صدا، با حوصله، گوش به زنگ؟

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 21:27  به قلم آمنه فرخی  |