|
"در شخص من دو شخص هست؛ یکی مفرد که مینویسد و دیگری جمع که میخواند، و در لحظهی خوانش ما سه شخصیم"
|
داشتيم زندگيمان را به خوبي و خوشي و اول شخص مفردي پيش ميبرديم كه ناگهان سرو كله سومشخص مفردي پيدا شد و اصرار از او انگار از ما كه ظرفيت ذهني ما عجب ظرفيتي است و شايسته و بايسته است كه ما فلسفه تاريخ خوان شويم!
فلسفه تاريخ خواندن همان و لنگ ماندن در سامانههاي معرفتي و نظامهاي افلاطوني، ماركسيستي و هگلي همان.
درس اول: بچهجان! گوش به ما بده كه در جهان چيزي به نام فلسفه تاريخ نداريم بلكم فلسفههاي تاريخ داريم.
فلسفههاي تاريخ همان سامانههاي معرفتياند كه صور و اشكال تاريخ را توليد و باز توليد ميكنند و سامانههاي معرفتي همان دستگاهها و نظامهاي انديشهاي و فلسفياند كه افلاطون و هگل و ماركس زورشان را زدهاند و توليدشان كردهاند.
درس دوم: اين مبحث با سه سوال شروع شد:
آيا اسطوره شناسي خود گونهاي از فلسفه تاريخ نيست؟
آيا اسطورهشناسي نسبت با واقعيت عمل ميكند؟
آيا اسطورهشناسي به امور و رخدادهاي غير واقعي ميپردازد؟
درس سوم: اين سوال بود كه تاريخ مفهوم است يا فرآيند؟
گفتم: اين است
گفت: نه
گفتم: آن است
گفت: نه. (متخصص بور كردن آدم است.)
معلوم شد كه هم فرآيند است هم مفهوم. history فرآيند است و History مفهوم. تاريخي كه مفهوم را در بر ميگيرد به مثابه امري كلي است و مابهازاي بيروني ندارد و يك مقوله خود به خود است و تاريخي كه فرآيند را در بر ميگيرد به مثابه امري جزئي.
درس چهارم و پنجم و ششم و هفتم و هشتم هم بماند تا بعد.
بعد تحریر: تازگی ها شنیدم این استاد گرامی همین طوری زورکی زورکی خیلی ها را از پله های ترقی به بالا رهنمون شده اند.