تبليغاتX
اول شخص مفرد - سرقت ادبی نامه
"در شخص من دو شخص هست؛ یکی مفرد که می‌نویسد و دیگری جمع که می‌خواند، و در لحظه‌ی خوانش ما سه شخصیم"

       

"من از اینجا و آنجا چیزهایی که توجهم را جلب می کرد برداشتم

و همه را در یک کیسه ریختم، اما این راه آفریدن یک اثر هنری نیست."

                                                                                         ازرا پاند

 

"کی نام مصنف بدان کتاب زده اند که مرا این حادثه اتفاق افتاد به دوباره: یکی آنکه، دیوان شعرم کسی بخواست و بازگرفت و اصل نسخه جز آن نبود، آن جمله را بگردانید و نام من از سر آن بیفکند و رنج من ضایع کرد تاب الله علیه و من دیگر کتابی کردم هم از طریقت تصوف، نام آن "منهاج الدین"، یکی از مدعیان نام من از سر آن پاک کرد و به نزدیک عوام چنان نمود که وی کرده است."

پدیده سرقت ادبی از وقتی که انسان قلم بدست گرفته و کتابت آغاز کرد وجود داشته است و مالکیت ادبی-هنری به شکل امروزی اش مطرح نبوده و افراد سودجوی همواره از اقوال دیگران بدون ذکر منبع و ماخذ استفاده می کردند، یا کتابت مولفی را تحریف کرده و مشکلات عدیده بر راه او علم می کردند. انتساب اثر دیگران به خود از نمونه هایی است که به علت عدم رعایت حقوق مادی و معنوی مولف، سلب آرامش و نادیده گرفته شدن حقوق مولفین و مصنفین را موجب می شده است. و اما امروز با وجود وضع قوانین مختلف و کنوانسیون های بین المللی در مورد حمایت از حقوق مادی و معنوی مولف و وضع حقوق مولفان و مترجمان و هنرمندان (حتی در فقه معاصراسلامی)، بسیار می بینیم که در کتب، مطبوعات و ... متون ادبی، علمی، فلسفی و ... را با حذف نام مولف و مصنف به نام خود به چاپ می رسانند، این کار اگر چه در بین عوام و دانشجویان و هنرمندان و ... رایج است و شاید جای خرده گیری نباشد ولیکن وقتی از سوی اساتید، اندیشمندان  و بزرگان ادب و هنر کشورمان که وظیفه سنگین تولید علم، فکر و اندیشه برعهده آنان است ، سر می زند جای بسی درنگ و تامل و تاسف است.

در هر حال اثر ادبی-هنری محصول و زاییده فکر و اندیشه نویسنده و مولف است و نوعی مالکیت فکری محسوب می شود که حمایت از آن موجب حفظ منافع فردی شخص و همینطور برقراری نظم عمومی در جامعه می شود و اگر در بعد وسیع تر به قضیه بنگریم موجبات تشویق و ترغیب مولفان و مصنفان و رشد و اعتلای فرهنگ جامعه را به همراه دارد. به همین دلیل است که کشورهای زیادی به منظور حمایت از این حقوق قوانینی را در سطح بین المللی وضع کرده اند تا بتوانند هر چه بیشتر و بهتراز حقوق مادی و معنوی نویسنده حمایت کنند چرا که با توجه به رشد روزافزون تکنولوژی و گسترش عرصه ارتباطی وسیع در جهان، قوانین داخلی کشورها به تنهایی توانایی حفاظت از حقوق مولفین را نداشته و نخواهند داشت.

اما آنچه بهانه قلمی شدن این یادداشت را فراهم آورد، قطعه ای بود با نام "حلال زاده" که چندی پیش در یکی از روزنامه های وزین و مرحوم اصلاح طلب به چاپ رسید با نام یکی از بزرگان ادب و هنر کشورمان. شایسته و لازم بود که سراینده شعر نامی از دبلیو.اچ.اودن را نیز در کنار نام خود یادآور می شد و یا اثرش را برگرفته یا اقتباسي از شعر "شهروند گمنام" وی می خواند. چرا که بهره بردن از افکار و اندیشه های نویسندگان و ادبیان چه به صورت فکر یا عین عبارت، بدون ذکر ماخذ و منبع آن، چه نامی جز سرقت ادبی، می تواند داشته باشد؟

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 20:39  به قلم آمنه فرخی  |