|
"در شخص من دو شخص هست؛ یکی مفرد که مینویسد و دیگری جمع که میخواند، و در لحظهی خوانش ما سه شخصیم"
|
خاک آبستن بود. ابر آبستن بود. باد آبستن بود.
پارهای از هر سه در هیایویی سخت بر سر پا ایستاد.
تا که زاییدند...
کودکش من بودم. بیقرار و مغرور.