تبليغاتX
اول شخص مفرد - نويسندگان بزرگ جنون را به ارث نمي‌برند!
"در شخص من دو شخص هست؛ یکی مفرد که می‌نویسد و دیگری جمع که می‌خواند، و در لحظه‌ی خوانش ما سه شخصیم"

نويسندگان زيادي از جمله داستايوفسكي معتقدند كه رنج سرچشمه شعور است و اگر اين شعور روز به روز و بدون هيچ مرزي بناي وسعت‌يافتن داشته باشد، تنها حاصلي كه مي‌توان برايش متصور بود، تبديل شدن رنج و غم و درد بشر به غولي بزرگ و بي‌شاخ و دم است.

با رشد آگاهي و شعور، تنها چيزي كه احتياج است، صحنه‌اي براي حضور و بروز شعور است، اين صحنه مي‌تواند يك داستان كوتاه، رمان، شعر و ... باشد، به هرجهت با فراهم آمدن اين صحنه، توقع صاحب شعور بالا مي‌رود، پس مرزها و افق‌هاي تازه و جديد را درمي‌نوردد لايه‌هاي عميق‌تري از دنياي درون و برون را كشف مي‌كند، دنيايي كه سرشار از ويرانگري‌ها،زشتي‌ها،تحقيرها و بدي‌هاست، پس درد وجودش را فرا مي‌گيرد، دردي كه نه تنها درد او بلكه درد بشريت است. از اين رو دردي كه او در اثر هنري‌اش بدان مي‌پردازد نه تنها دردي فردي و شخصي نبوده بلكه دردي جمعي و عالم‌گير و جهان‌شمول مي‌شود كه براي نويسنده و خالق اثرهنري مدام در حال توليد و بازتوليد شدن، است و به مرور زمان ابعاد تازه پيدا مي‌كند، لايه‌هاي پنهانش بر نويسنده آشكار مي‌شود و در نهايت اين درد به حدي بزرگ و عظيم مي‌شود كه نويسنده را به تمامي در خود فرو مي‌برد و در برمي‌گيرد.

از اين رو نمي‌توان به سادگي و از روي سطحي‌نگري از كنار نويسندگاني چون ويرجينيا ولف، ارنست‌ همينگوي، صادق هدايت و ... كه دست به خودكشي زدند، گذشت و با استفاده از تئوري‌هاي روانكاوانه خودكشي‌شناسان، خودكشي اين افراد را در كنار ساير خودكشي‌ها فرآيندي براي دسترسي سريع‌تر به منبع لذت، اتحاد با مادري ازلي و يا كشتن خود يا دشمني درون‌فكني شده، تفسير كرد.

بسياري از نويسندگان از جمله گراهام گرين، تولستوي و ... نيز به خودكشي انديشيده اند، نويسندگاني كه از نظر روانشناسان و تحليل‌گران روان جزء افراد سالم شمرده مي‌شدند*. تولستوي در يادداشت‌هايش آورده است:" ... فكر خودكشي برايم همانقدر طبيعي مي‌نمود كه فكر بهبود زندگي." بنابراين نمي‌توان اين امر _ خودكشي _ را تنها ناشي از روان‌پريشي‌ها و افسردگي‌ها و شيدايي‌ اين قبيل نويسندگان دانست و به دنبال الگوها و صفات مورثي و خانوادگي آنها گشت و گفت: " استعدادهاي بزرگ هميشه جنون را به ارث مي‌برند."

 

  

*Touched with fire(manic-depressive Illness and the Artistic Temperament) by kay Redfield Jamison/ The Free Press. Maxwell

 

مقالات مرتبط با اين پست:

"خودكشي نويسندگان"،نورمن هالند، نيما‌ ملك‌محمدي، ماهنامه كارنامه،شماره 34،سال 1382

"نويسنده روايتگر رنج‌ بشر"، مصاحبه با فتح‌الله بي‌نياز نويسنده و منتقد ادبي، فصلنامه درمانگر، شماره 14و15، پاییز 1386

"بيماري شيدايي-افسردگي و خلق هنري"، كي‌ردفيلد جميسن، مكسيميليان اينترنشنال

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 7:38  به قلم آمنه فرخی  |