تبليغاتX
اول شخص مفرد - هملت سودازده
"در شخص من دو شخص هست؛ یکی مفرد که می‌نویسد و دیگری جمع که می‌خواند، و در لحظه‌ی خوانش ما سه شخصیم"

شكسپير و هم‌عصرانش در مورد فرايند فيزيولوژيكي بدن و ارتباط ذهن و روح در حيطه اخلاط چهارگانه بدن بلغم، سودا، صفرا و خون تعابير و انديشه‌هاي بسيار داشتند و نظريات علما و صاحب‌نظران پيش از خود و هم‌عصرانشان را در بسياري از آثارشان بكار مي‌بستند. روان‌رنجوري، شيدايي، بي‌ارادگي و وسواسي كه در هملت به عنوان محوري‌ترين شخصيت نمايشنامه معروف شكسپير «هملت» سراغ داريم، همگي حاكي از شخصيت سوداوي- ماليخوليايي وي است. برخي از صاحب‌نظران معتقدند كه عدم توازن و بي‌تناسبي اخلاط در هملت، باعث برانگيخته‌شدن جنون و ديوانگي وي بوده است.
سلطه‌گري طب و تئوري‌هاي پزشكي و كاربرد آن در عهد اليزابت تاثير بسياري بر نويسندگان آن عصر به‌ويژه شكسپير داشته است. تاثيرگذارترين آنها، مجموعه‌اي از آثار دانشمند يوناني بقراط بوده كه توسط جالينوس گردآوري شده بود. افزون بر اين دو «راهنماي طب يوناني»، كه جالينوس در طول دوران خدمت خود به سپاه رم در سمت جراح گلادياتورها تاليف و گردآوري كرده بود باعث شد تا شكسپير پافشاري بيشتري براي آشنايي و استفاده از اين انديشه‌ها در آثارش داشته باشد.
بطور خلاصه جالينوس مواد را جمع بين خاك، آتش، آب و هوا مي‌دانست و براي هر كدام فاكتور ويژه‌اي قائل بود: گرمي در برابر سردي؛ تري در مقابل خشكي. بر همين اساس براي انسان نيز تركيبي منحصر به فرد از شخصي به شخص ديگر قائل شد و اساس آن را بر اخلاط چهارگانه سودا، بلغم، صفرا و خون قرار داد، نظير همان فاكتورهاي چهارگانة تشكيل دهنده مواد.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 9:11  به قلم آمنه فرخی  |