|
"در شخص من دو شخص هست؛ یکی مفرد که مینویسد و دیگری جمع که میخواند، و در لحظهی خوانش ما سه شخصیم"
|
«شعر در حقيقت واكنش عميق و روحي انسان به خلسهها و لحظههاي پرشوري است كه گهگاه دچار آن ميشويم. شعر طريقي است كه بوسيله آن انسان در باورپذير كردن دنياي اسرار آميز درون و اطراف خود ميكوشد. شعر آواز است، حسرت است، گريه است و گاهي يكي از اين هاست و گاهي تمامي اين احساسات را شامل ميشود. »
«شعر موجب بروز خصايص انساني در افراد ميشود چرا كه شيرة تجربيات و حالات خوش و ناخوش افراد مختلف را به ديگران منتقل ميكند. وزن و عبارات شعر خاصيتي دارد كه هيچ چيز ديگري را نميتوان جايگزين آن كرد. »
«در حقيقت شعر تنها ابزاري است كه به كمك آن ميتوان ديگران را به خلوت و تنهايي خود راه داد. ساختار احساسي،عقلاني و جسماني شعر به گونهاي است كه با آن ميشود قلب انسانها را لمس كرد و از احساسات آنها با خبر شد، در حقيقت خواندن شعر به معناي دوباره تجربه كردن اين تجربيات توسط فردي است كه آنها را ميخواند. شعر در حقيقت، دريچهاي است ميان دو نفر يا افراد زياديكه به هر جهت در اتاقي مبهم و كمنور زندگي ميكنند.»