|
"در شخص من دو شخص هست؛ یکی مفرد که مینویسد و دیگری جمع که میخواند، و در لحظهی خوانش ما سه شخصیم"
|
هیجان زیادی دارم. هم قرار است هم دوره ایی های دانشگاه را ببینم. هم پای درس های شنیده و نشنیده استاد پاینده بنشینم. سه سال پیش نقدادبی را با او در دانشگاه گذراندم.
مبانی نقدادبی ویلفرد گرین و لی مورگان می خواندیم و تاریخچه نقدادبی ورنن هال. از افلاطون و ارسطو تا والت ویتمن وویلیام دین هولز و تولستوی و تی اس الیوت.
از الیوت در مقاله اش تحت عنوان "وظیفه نقد" می خواندیم:
مشکل نقد چون مشکل هنر از نوع نظم و شکل آن است. منتقد حقیقی تعصبات شخصی اش را تابع حس عمومی و داوری حقیقی می کند. او باید معیارهای ارزشی عینی داشته باشد. به سخن دیگر او بایستی کلاسیسم باشد. زیرا انسانها نمی توانند به راه خود ادامه دهند بدون اینکه از حمایت و وفاداری نسبت به چیزی خارج از خود برخوردار باشند. رمانتیسم تکه تکه و خام و درهم برهم است در حالیکه کلاسیسم کامل رسیده و منظم است. ندای درونی باید مردود شمرده شود.
دوران بسیار شیرین و خوشی داشتیم. به لطف استاد قرار است تکرار مکرر شود.
جلسات نقدادبی استاد پاینده روزهای سه شنبه ساعت ۳۰/۵ در حوزه هنری برگزار خواهد شد.