|
هنر نسخه دوم جهان واقعي نيست. از آن نكبت همان يك نسخه كافي است!
|
این جمله را نه اینکه سوفیا بعد از یک پیاده روی طولانی یا نگاهی اشک آلود و غم بار به او گفته باشد. خیر. تک تک این حروف را به محض آنکه ولادیمیر گوشی تلفن را برداشت به روی شانه هایش هوار کرد.
ا ي د و س ت ج ه ن م ك ه م ر ا د و س ت ن د ا ر ي !